حکم در دست شما نیست ولی سر هستید

 داغ یک غزوه ندارید پیمبر هستید

 با شما هستم اگر جنگ صلیبی کردید

 دست در خون دل این همه بی بی کردید

 لا اقل بر بزنید آس به ما هم برسد

 قطره ای جرعه ی عباس به ما هم برسد

 اینهمه دست یکی نیست قبولم باشد

 آیه ی دیگری از شان نزولم باشد

سهم من چیست مگر؟!! صندلی دار شما !!

 عکس ترحیم من و سفید دیوار شما

 خانه بر دوش غزل هستم و  می گردم من

 حاج زنبور عسل هستم و می گردم من

 ***

داده ام پیشتر از من خبرم را ببرند

دل افتاده به خون جگرم را ببرند

خواستم مضحکه شهر شود این همه حرف

حرفهایی که قرار است سرم را ببرند

دگرم زخم نزن لاف تو را می داند

قسم حضرت عباس تو را می دانم

دل نده نامه نده شعر نخوان لیلا جان

دیگر از چشم من افتاد جهان لیلا جان

 ***