کلبــه ام پنجــــره ای باز بـــه دریـا دارد خوب من! منظره ی خوب ، تماشا دارد ساختــم آینـه ای را به بلندای خیال تا خودت را به تماشای خودت وا دارد راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است کــه بـــه اندازه ی صد فلسفـــه معنــا دارد گوش کن خواسته ام خواهش بیجایی نیست اگـــر آیینــــه ی دستت بشـــوم ، جــــا دارد چشـــم یک دهکده افتاده به زیبایی تو یعنی این دهکده یک دهکده رسوا دارد کـــوزه بــر دوش سر چشمه بیا تا گویند عجب این دهکده سرچشمه ی زیبا دارد در تو یک وسوسه ی مبهم و سرگردان است از همـــان وسوسه هایـــی کـــه یهـــودا دارد عشق را با همـه شیرینـــی و شورانگیزی لحظه هایی است که افسوس و دریغا دارد بـــی قرار آمدن ، آشفتــن و آرام شدن حس گنگی است که من دارم و دریا دارد یخ نزن رود معمایی من ! جاری باش دل دریایـــی ام آغــــوش پذیــرا دارد
استاد محمد سلمانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 22:27 توسط صهبا
|
کتاب زیر را تهیه و مطالعه کنید مناسب برای عاشقان شعر پارسی